خفن ترین جادوگر قرن Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 26 تیر ماه سال 1387 ساعت 1:15 PM
اکواب در عربی جمع کوب به معنای فنجان است و شباهت زیادی با کلمه کاپ در انگلیسی به همین معانی دارد. ارتباط الفاظ و اسامی و گویش ها با هم و بررسی علم زبان شناسی، این نکته ی مهم را تداعی می کند که شاید، شاید آموزش خداوند آدم را اسمائی و نامهایی و علومی همین باشد. چه اینکه با چنین بررسیی ، فاش و هویداست که همه انسانها از یک بن و بیخ و اساسند و اینکه و در زمان کنونی است که به اختلاف طبایع و طبقات و طیف ها رسیده اند و زبانشان مختلف گشته، ورنه دل و سرشتشان یکی است و همه به یک اصل باز می گردند.
حال که چنین است، پس چرا این طرف و آنطرف بگردم؟؟!! ؛ بلکه صاف می روم سراغ اصل کاری! صاف می روم سراغ کلامی که نجات دهنده و راهگشااست. شما هم بشنوید و بررسی کنید و اگر خواستید در تجدید نظرهایتان ، اعمال کنید:
به نام نامی آنکس که همه چیز است. حال ببینید که در نظر شما چه چیزی، همه چیز است؟ سپس به نام همو آغاز کنید. به نام او که هرگز کم نمی شود که در حال تکثیر و ازدیاد و زیاده بخشی و نوع آوری است. به نام او که مهربان است و مهربانی آموخته و مهربانی می کند و مهربانی و شفقت و دلسوزی شیوه ی اوست.
راستی چرا ما با خودمان اینطوری می کنیم و هیچ رحم و مروتی نسبت به همدیگر و همنوعان خود و حتی اعضای خانواده خود نداریم؟
سپاس و ستایش فقط کسی را شامل و لایق است که کننده باشد. ایجاد کننده باشد. نوع آور و سالم و کافی باشد. به همه جوانب کارش و بسا به جوانب و زیر و بم مسائل عموم هم اشراف و احاطه داشته باشد. ستایش مخصوص هموست که جهانی است و جهانی و همگانی می اندیشد و فقط یک جانب و یک شخص و یک مورد را در نظر نمی گیرد.
مهرورزی کیش او و آیین اوست. ترحم بر سایرین مرام اوست. دلسوزی و هدایت خلایق کار و شیوه و راه اوست. چنین کسی به راستی که مستحق اکرام ها و توجهاتی است که البته شاید هر کسی را لیاقت نباشد ولی من می کنم شاید به دنبال دیگران ، من هم به حساب آیم.
خدایا تو مرا بر این مهم کمک کن!
001001 تا 001003
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 20 اسفند ماه سال 1386 ساعت 4:31 PM

همه زمانها خوبند و ما زمان بد نداریم. فقط برخی از ازمنه ، بهترند و از نیکویی و تبرک خاصی برخوردارند. مثلا برای ازدواج در هر وقتی می توان ازدواج کرد ولی یک زمانهایی بهتر و خوش یمن تر ارزیابی شده که بهتر و منطقی تر و عقلانی تر است که به آن عمل کنیم.

برای استخاره هم همینطور! هیچ زمانی برای استخاره بد نیست. جز آنکه یکسری زمانها مناسبتر و نیکوترند. شخصی را هم که می خواهیم با او ازدواج کنیم ، خیلی فرقی ندارد که کی باشد. بلکه اصل ازدواج مهم است. مهم این است که نسل بشر گسترش و تولید یابد. البته چه خوب است که همسری مطابق با میل خود بیابیم ولی این از درصد کمی از اهمیت برخوردار است.

چون اولا  هیچ دو انسانی مثل هم نمی اندیشند. و ثانیا به فرض که امروز بر سر اندیشه و راه و روش و رسم خویش توافق کنند، ممکن است فردا نظرشان تغییر کند و رأیشان متفاوت شود و چون قراردادی با هم دارند یا این است که زیر قرارداد خود می زند و یا این است که تا آخر تحمل می کند و این شروعی است از یک عقده بزرگ که می تواند به انفجار های عظیم و پی در پی تبدیل شود و بنیاد و کاشانه خانواده را ویران کند که نمونه اش را مکررا شاهدیم.

پس بهترین راه این است که با اصل و واقعیت خلقت انسانها در اختلاف و تفاوت ، آشنا شویم و خودمان را بر این موضع مهم و دقیق و واقعی وفق دهیم تا واقعگرایانه تر به زندگی و ازدواج بپردازیم.

با این دید، دیگر کسی از همسرش به خاطر اختلافات اندک و صرفا سلیقه ای جدا نمی شود. چون اختلاف را طبیعی و یک اصل و یک وافعیت دانسته اند. با این اصل مردم و زوجین در پی این هستند که یا خود را با شرایط طرف مقابل تطبیق کنند و تسلیم نظر و ایده او گردند و یا اینکه در تدارک استدالال و منطقی هستند که بتوانند به وسیله ی آن حرف خود را از راه منطقی و مودبانه به کرسی بنشانند.

این درست همان چیزی است که باید باشد. با  این فرض مهم دیگر کسی به ازدواج با همشهری و هم ولایتی خود نمی اندیشد. با این نظریه دیگر کسی به موانست با هم محلی خودش نمی کوشد. یا این واقعیت دیگر همه فرزندان آدم با هم خوب می شوند و اختلاف ها ، جزء لاینفک زندگی روزمره می شوند و همه با آنها کنار می آیند.

آری اختلاف نظر و سلیقه، خودش مبنای رشد و پیشرفت و ترقی است. چون در پرتو این اختلافها است که مبانی و معارف و ایده ها ، معرفتی و با شناخت می شود و از حرکت های کورکورانه و بی تدبیر و بی فکر جلوگیری می شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 20 اسفند ماه سال 1386 ساعت 4:18 PM

گویند که اسم بر شخص  و شخصیتش تأثیر به سزایی دارد. مثل می گویند آنهایی که اسمشان علی است، فعالیت و تلاش و شیطنت بیشتری دارند. و حسن ها مظلوم و میانه رو اند و با مسائل کنار می آیند و حسین ها شجاع و جوشی و حماسی اند و رضاها خیلی زود راضی می شوند و مجید ها متین و بزرگوارند و زهراها می درخشند و ریحانه ها قرار است که بوی خوش بهشت را به مشام دیگران برسانند و خوبی و خوشی  و خیر و نیکویی را همواره در ذهن ها تداعی کنند.

نرگس و نسرین هر دو گلهایی وحشی اند و منقول است که صاحبان این اسامی لجام گسیختگی خاصی دارند. باقر ها را گفته اندکه به عمق و کنه مطلب دست می یابند. عباس ها را گفته اند که خیلی خوش اخلاق و خنده رو نیستند ولی در وفاداری و ایثار شهره اند.

گویند که محمد ها مشهور می شوند و همیشه بر سر زبان ها هستند. ملیحه را گفته اند که قرار است نمک زندگی باشند. مهسا را گفته اند همه را به یاد قرص ماه چهارده می اندازد و ماهها و حکمت آنها را به یاد می اندازد.

راضیه و مرضیه همانند رضا هستند و زود راضی می شوند و رضایت از امور به طور کلی در همه کلام و اعمالشان موج می زند.

و خلاصه اسم بر رسم تأثیر به سزایی دارد. اینها که گفتم منقول مردم بود و نمیدانم تا چه حد صحت دارد ولی مسلم است که اسم بر رسم و شخصیت تأثیر دارد و این بسیار تجربه شده است.

نیز منقول است و خلافش هم دیده نشده که می گویند در نامگذاری نوزادان دقت کنید که نام یکی از مسن ها و پیر های فامیل که قرابت و نزدیکی به نوزاد را دارند، نگذارید. چون باعث می شود که آن شخص پیر و مسن ، زودتر از مقدرش به آن سرا بشتابد. این موضوع آنقدر اهمیت دارد که باید و صددرصد لازم است که ریسک نکنیم و در انتخاب اسم برای بچه هایمان به این مهم توجه کنیم.

 چون بزرگتر ها و پیر ها سایه سر ما هستند و نباید به این مفتی ها از چنگ ما بروند. ما باید نهایت تلاش و سعیمان را برای حضور و سلامتی و بقای عمر و خوشحالی و شادمانی این عزیزان بنماییم که خیرش به خودمان می رسد. 

برای نامگذرای اعم از نامگذاری قرآنی و یا اهل بیتی و یا ایرانی اصیل با اینجانب تماس بگیرید.

۰۹۱۲۱۵۳۶۴۰۶

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنجشنبه 18 بهمن ماه سال 1386 ساعت 8:50 PM

وقت طلاست را جدی بگیریم. زمان را هدر ندهیم و هم با هم برای ساختن ایرانی آباد و جهانی سرسبز و پیشرفته تلاش کنیم. اختلاف ادیان و احزاب را کنار بگذاریم و همه با هم مثل یک انسان واقعی ، در کنار هم به زندگی مسالمت آمیز بپردازیم.

تا کی صاحبان اندیشه ها و قرائت های متفاوت میخواهند به همدیگر اشکال وارد کنند و مناظره های بی پایان و بی فایده داشته باشند. شاید مناظره و بحث های علمی در مقاطع دینی و به نوبه ی خودش خوب و کارساز و لازم باشد ولی نه اینکه تمام زندگی و تمام تالیفات و تمام منبرها و تمام اینترنت را هم اشغال کند.

منبر و مسجد و هر مکان مقدس عبادی ، مکانی برای عبادت و پند و اندرز است. همه چیز را نباید با هم قاطی کرد. هر چیزی به جای خودش زیبا و قشنگ و حکیمانه است. تاریخ تاریک است. نباید به استناد تواریخ به جان همدیگر بیفتیم. تاریخ و ریشه من و تو هر چه بوده ، این مهم است که امروز من و تو در چه تعامل و مشارکتی برای ساختن و اصلاح جهان گام بر می داریم.

اکنون دیگر وقت آن است که انسانیت برای انسانیت خود کاری کند و فکر و برنامه نو و کاربردی و گسترده ای داشته باشد. باید قلل برتری و ارتفاعات علم و تکنولوژی را بپیمائیم. باید علم و دانش خویش در اختیار همدیگر قرار دهیم. پیشرفت یک انسان را فقط پیشرفت یک فرد واحد نبینیم . بلکه باید همه انسانها را به هم مرتبط بدانیم و در پی نظمی نوین و جهانی و البته واقعی ، سعی و تلاشی جانانه کنیم.

بگذارید هرکس به هر دین و آیین و کیش و مسلک و طریقتی که هست، باشد. در آوردن و کشاندن افراد به یک دین، نباید هرگز هیچ اجبار و حرف زوری در کار باشد. باید به همه این حق را که انتخابی آزاد داشته باشد بدهیم. این حداقل حقوق انسانی است که ما می توانیم برای هم قائل باشیم. که اگر در این کمترینها نیز کوتاهی و قصوری از خود نشان دهیم، چه فرق میان آدمی اینچنینی و حیوانیت آنچنانی؟

گزیده اینکه باید افکار و اعتقادات همدیگر را در پیشرفت ها و مجامع علمی و انجمنها و تلاشها، دخل و تصرف ندهیم. حتی در ازدواجها هم باید همین رفتار منطقی را داشته باشیم. هر کس از هر اقلیت و ملت و مسلکی و گرایشی بتواند با فرد دیگر از طیف و قبیله و کشور و قرائت دیگر به راحتی ازدواج کند و همه مسائل مربوط به عقاید و افکار و قرائت های شخصی را به محدوده ی خصوصی شخص واگذار کنیم و باهم در کمال صفا و صمیمیت به اصلاح و پیشرفت تمدن بشری بپردازیم.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
سه شنبه 16 بهمن ماه سال 1386 ساعت 10:25 PM
یاران سنگ هم به کلی فرستادگان را رد کردند و حرفشان را نپذیرفتند. و نشانه هایمان را هم به گوش ایشان رساندیم، لکن باز از حق روی برگرداندند. و در کوه ها منزل می ساختند تا از خطر ایمن باشند. غافل از آنکه اگر قرار باشد توسط اسباب الهی به عذابی و شکنجه ای برسند، به آنی امنیتشان خدشه دار می شود. پس صبحگاهی غرش آسمانی و اهلی آنها را در گرفت. پس آن خانه هایی که از سنگ و در کوه ساخته بودند ، نفعی به آنها نرساند و در عذاب الهی سرنگون شدند.
نتیجه اخلاقی این سرنوشت تلخ برای من و شما این است که حقایق را و فرستادگان بر حق را نادیده نگیریم و نصیحت آنان را به دیده منت بگذاریم و گوش دهیم و گمان نکنیم که با خانه های قوی و مستحکم می توانیم از عذاب الهی جلوگیری کنیم. بلکه تنها راه جلوگیری از عذاب الهی ، اطاعت از فرامین خدایگان بزرگ است.
مطهر و پاک طینت باشید.
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
یکشنبه 14 بهمن ماه سال 1386 ساعت 01:10 AM
آغاز سخن به نام ایزد رهنمای مهربان
یک سخن پیچیده، آن نوشته شده ای است که هیچ شک و تردیدی در او نیست.
مایه ی رهیافت است برای پارسایان.
همانانی که به پنهان گرویده اند و همایش های راز و نیاز برپای دارند
و از آنچه روزی شان نمودیم، به دیگران نیز بخشند.
و نیز کسانی که گرویده اند به همان چیزی که بر تو فرو فرستاده شده
و به آنچه بر پیشینیان تو فروفرستاده شده است.
و به واپسین روزگاران باوری سفت دارند.
اینانند که بر رهیافتی از پروردگارشانند و اینانند که همانا رستگارانند.
همانا کسانی که ناآرامنند، برابر است بر ایشان
که آنها را بیم دهی تا ندهی! هیچ گرایش و آرامشی نخواهند یافت.
خدایگان بر دلهایشان و بر شنیدنگاه هایشان مهری جانانه زده
و بر دیدنگاه هایشان پرده ای است
و برای ایشان است شکنجه ای بزرگ.
و از مردمند گروهی که میگویند:
به خدا و روز پسین گرویدم و نه این است که ایشان گرویده باشند.
بلکه اینان به خدا و کسانی که آرامش یافته اند، نیزنگ می زنند
و نیزنگ نمی کنند مگر خودشان را
و نه این است که ککشان هم می گزد.
در دلهایشان بیماریی است پس بیافزایدشان خدایگان بیماریی را
و برای ایشان است شکنجه ای دردناک،
در برابر آن دورغهایی که می گفتند.
و هنگامی که گفته شود به ایشان: چیزی را در زمین نگندانید!
می گویند: این است آنچه که ما آبادگرانیم.
آگاه باشید که این است که ایشان همانانند که گند زدگانند.
ولی نه این است که شعورشان برسد.
و هنگامی که گفته شود به ایشان: آرام باشید همچنانکه مردم آرامند،
گویند: آیا ما نیز بی سر و صدا باشیم همچنانکه این مردم نادان هستند؟
آگاه باشید که این است که ایشان همانانند که نادانند.
ولی نمی دانند که نمی دانند.
و هنگامی که دیدار کنند مردم آرام را گویند ما نیز اکنون در آرامش هستیم.
و آنگاه که به خلوت دم ساز شیطان های خویش در آیند،
گویند که این است که ما با شمائیم،
این است آنچه که ما به ریشخند گیرندگانیم.
خدایگان ، خود جانانه ریشخندشان زند.
و کشان کشان در سرکشی شان فرو می کندشان!
اینها کسانی اندکه گمراهی را به رهیافت فروختنند.
پس نه که سود بخشید بازرگانی شان،
و نه که راهنمایی شدند.
نمودار اینان همانند کسی است که آتشی بیافروزد.
تا که روشن کند پیرامون خود را،
پس تا روشن کند اطراف خود را، خدایگان آن روشنی شان ببرد
و ایشان را در تاریکی هایی رها کند.
کرانند، گنگانند، کورانند، پس ایشان باز نمی گردند به حالت و زمان و نعمت اولیه
این ثمره ی ناشکری و نفاق و امراض روحی شان است.
این نمونه ای نمودارین از اینان بود.
یا نمودارشان مثل تندبارانی است از آسمان،
که ببارد و در آن باشد تاریکی ها و رعد و برق وحشتناک و دلهره آفرین.
که در آن حال قرار می دهند اینان،
انگشتهایشان را در گوشهایشان از ترس این صاعقه ها،
از ترس مردن،
که نمیرند.
و خدایگان بزرگ فراگیر و جهانگیر است مر ناسپاسان را،
که به هر کجای و هر مسلکی و سمتی باشند،
همو با آنها و در بر گیرنده ی آنهاست.
زود است که برق ،
روشنی چشم از آنها ببرد.
هر گاه روشنی یافتند، در آن روشنی قدم بر می دارند و راه می روند.
و هر گاه به تاریکی خوردند، از حرکت باز می ایستند.
حیرت زده و بهت زده،
ترسان و لرزان!
و اگر خدای توانمند می خواست ، هر آینه می زودود از ایشان،
شنیدنگاه هایشان و دیدنگاه هایشان!
که نه هرگز بشنوند و نه هرگز ببینند چیزی را!
همانا خدایگان بر هر کاری توانا و زبردست است.
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 8 بهمن ماه سال 1386 ساعت 3:13 PM

حسین آرمانی من کیست؟

این حسینی که من و تو برایش به سر و سینه می زنیم، کدامین حسین است؟ آیا او همان حسین آرمانی و حماسه ساز است؟ به راستی چگونه می توان حرفهای درست و حسابی را از یاوه گویی ها و مزخرفات تشخیص داد؟

راستی شما هم از آنهایی هستید که اگر سرتان برود ، دست از عشق حسین برنمی دارید، نه؟ فکر می کنید چرا؟  فکر می کنید آیا یک درصد هم این احتمال را می دهید که این حسین ابن علی ابن ابیطالب آن حسین آرمانی شما نباشد و همه ی اینها ساخته و پرداخته ، تخیل راویان و تاریخ نویسان باشد؟

آخر در آن طرف قضیه اینقدر محکمات داریم که جای هیچ ان قلت و اشکال تراشی وجود ندارد. حتی من خبر دارم ، آنان که در مورد علی ابن ابیطالب آنهم چون در مقابل مقدسات خودشان قرار می گیرد، تعصبی نابخردانه دارند، به حسین و مظلومیت هایش که می رسند ، در جا خشکشان می زند و کوتاه می آیند و خلاصه به طور قطع یقین دارند که در حق این بزرگوار ظلم و ستمی ناروا روا داشته شده است. پس اینان نیز برایش تعزیت گرفته و مقدسش داشته و هماره گرامی اش میدارند!

شاید بابک نیز به طرز فجیعی کشته شده باشد و اهریمنان و شیاطین در حقش ظلم فراوان روا داشته باشند. من از قصه ظلمها و ستم ها به هر نوع از مردمان که باشد ، می رنجم. ولی رنجی که در ورای شنیدن قصه ی مظلومیت حسین علیه السلام می برم ، از گونه و نوعی منحصر به فرد است که فی الواقع نتوان وصفش به درستی نمود. و جز از طریق دل و حس و شعور منتقل نمی گردد.

آری بر همگان روشن است که یزید ظلم کرده است. این ظلم یک ظلم قطعی است. ولی با اینحال عده ای که در نابخردی زبده اند، در پی ماجراجویی و خودنمایی خویش و جبران بی هویتی هایشان ، حسین را که خود مظلوم ترین ستمدیدگان است، به اوصافی که به حق شایسته این امام بزرگوار نیست ، می خوانند.

شگفتا، که اگر کربلا و داغ عاشورا دروغ است و نه یزیدی آمده و نه حسینی و واقعا حسین مظلوم حماسه ی عاشورا نیست، پس چرا همه ی ملل دنیا و همه ی ادیان دنیا با شنیدن نام حسین و اندکی و فقط اندکی از قصه ی جانکاه شهادت او و یارانش و اسیری خاندانش ، ناخدآگاه اشکشان سرازیر شده و منقلب می شوند؟

راستی چرا این خیل دست و پا شکن در راه حسین ، اندکی و فقط اندکی هم به ترشحات این بی مغزان مدعی پرمغزی ، توجه نمی کنند؟

دست آخر هم کسانی از محبان و عشاقش آنهم از روی نادانی و فقط از روی چیره شدن و غالب شدن هوای نفسشان بر عقلشان و جسمشان، خدشه در راه و مسیر به یاد ماندنی حسین کرده و این نهضت را که می تواند با قرار گرفتن در خون هزاران حماسی بالفطرة ، برای ایادی قدرت و استکبار و تجاوز و غرور و تعدی ، مشکل آفرین باشد ، ضعیف و سنتی و افراطی و جلوه می نمایند و می خواهند عاشورا ها آفریده نشود و آنها هم راحت و آسوده به لذت و تمتع پلیدشان ادامه دهند.

ولی این طور نیست. بلکه حقیقت این است که حسین در قلب همه جا گرفته و با همه آزادمردان جهان اعم از مسلمان و غیر مسلمان همراه و دمساز است و خون هیچ انسان مشتاق حق نیست مگر اینکه به اقتدای به آن سرور شهید نپردازد و هماره در جهت احقاق حق و اعاده آبرو و حیثیت به باد رفته ی بشری، تلاش نکند.

پس ای کسانی که در جهت تضعیف رسالت اهل بیت و نهضت های عاشورایی و حق مدارانه و انقلابی هستید، بدانید و مطمئن هم باشید که حسین زنده است و یارانش کماکان هستند و در سراسر دنیا منتشر گشته اند. یارانی شجاع و دلیر و نترس! که غرش و نهیب  حق طلبانه ی شان جان و جام جانیان به جهنمی گرم و سوزان مبدل می نماید. خون حسین هنوز خشک نشده است. و هرگز هم نمی شود. پس درک کنید که «با آل علی هر که درافتاد ور افتاد»  ..........

پیام ها و نظرات ارزشمندتان را از طریق ایمیل پذیرا خواهم بود، متشکرم.

mahnajm@yahoo.com

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
یکشنبه 7 بهمن ماه سال 1386 ساعت 8:52 PM

سکس و مسائل سکسی مشکلی است که مدتهاست گریبان جامعه ی کاملا سنتی مثل جامعه ما را گرفته است. در جامعه ما دختران و پسران، از کودکی و از مهد کودک دور از هم نگه داشته می شوند و آن موقع هایی که هیچ احساس شهوانی به هم ندارند و هر چه هست عاطفه و مهر و محبت است، هیچ ارتباطی باهم ندارند و آن گاه که به اوج شهوت و نیاز می رسند ، یعنی در مقطع دانشگاه آن ها را با هم و به نحو مختلط و در هم رها می کنند.

شاید از اول اگر باهم می بودند بهتر بود تا قدری کیفیت و کمیت رابطه با همدیگر را به طور تعریف شده و تدوین شده و کلاسیک می آموختند. نمیدانم بر چه اساسی و بر پایه کدام مبنای دینی و اجتماعی بچه ها را از داشتن رابطه ای منطقی و مناسب و محدود با همدیگر باز داشته و این کار را عیب میدانند. ولی  عین همین کار در محیط دانشگاه که همگی به اوج شهوت رسیده و حاذق و بالغ هم شده اند، ناگهان همه ی این ارتباط ها منطقی و شرعی و قانونی و اجتماع پسند می شود.

در نظر بگیرید یک خانواده ی باصطلاح مذهبی را که از کودکی تا جوانی و تا مقطع دانشگاه فرزند دختر یا پسرش را از هر گونه موانست و همراهی و تکلم با جنس مخالف بر حذر می دارد ولی به محض اینکه فرزندش هرگونه کنکوری اعم از آزاد و دولتی و غیره را قبول شد، با همین برخوردها و صحبت کردن ها آن هم با افرادی که خانواده هیچ گونه شناخت و آگاهی از آنها و اصل و ریشه و نسبشان ندارند، هیچ مشکلی ندارند.

همه ی این قبیل تندروی ها و بی خیالی ها ، مضر و خطرناکند. بلکه از ابتدا باید آموزش برخورد با جنس مخالف و آموزش سکس به همه از همان ابتدای تحصیل داده شود تا در وقت مقتضی مثلا برای ازدواج یا کار و یا هر گونه برنامه ی دیگر ، این همه مشکلات عجیب و غریب که الآن هست، نباشد.

نمیدانم بر چه اساسی، وقتی فرزندان از مسائل جنسیتی سوالی می کنند ، با آنها برخورد های بد جور می شود. به طوری که دیگر او باشد و از این سوال ها نکند. بلکه روش صحیح آموزش قبل از هر گونه سوال و شبهه است. باید آموزش داد و به سوالات مافوق آموزش هم به خوبی و به نیکویی جواب داد تا نخواهد سوالش را از غیر منفذش به دست آورد.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
جمعه 5 بهمن ماه سال 1386 ساعت 6:58 PM

Name and Custom

اسم و رسم:

نامگذاری اعم از نامگذاری دختر و پسر و نامگذاری انجمن و گروه و موسسه و شرکت و هیئت و غیره ، بسیار اهمیت دارد و فوق العاده در پیشرفت و ترقی و تلاشهای آتیه ی هر شخص و هر گروه موثر می باشد.

برخی د راین زمینه نامگذاری قرآنی را اتخاذ نموده و برخی نیز با این نظریه مخالفت کرده اند. نام گذاری قرآنی باعث ترویج و نشر فرهنگ قرآنی-اسلامی می شود و این برای کسانی که خواهان چنین نشر و ترویجی هستند، یک هدف بلند مرتبه است.

نامگذاری قرآنی خوب است ولی نامگذاری فارسی اصیل بهتر است. به خصوص که این نامگذاری جاافتاده و مرسوم نیز باشد.

اما علی رغم اهمیت نامگذاری و اهمیتی که برای نامگذاری نیکو هست، این نکته نیز اهمیت دارد که همه ی اینها اسم است و اسم در مقابل رسم از اهمیت بسیار کمتری برخوردار است.

آری مهم رسم است. با هر نام و اسمی که باشیم، مهم آن است که چه کرده ایم و چه قرار است بکنیم. اینگونه است که برخی از کسانی که از حال و هواهای آنچنانی داشته اند و سپس در پی یک انقلاب و تحولی به مراحلی اعلی و بسیار بالا و به عرفان و علم فراوان و شهرت و جایگاه علمی و اجتماعی و محبوبیت رسیده اند، اصرار در ابقای اسم و نام قبلی خود داشته اند. و از جمله دلایلش را هم، تذکر و توجه یافتن خود و دیگران نسبت به همان اصل و سابقه است. البته ملاک همیشه حال افراد است ولی این در سنجش دیگران نسبت به فرد است ولی خود فرد اگر خواهان اصلاح و تربیت و رسیدن به مراتب عرفان و اخلاق باشد، یکی از راههایش همین ابقای اسمش به همان شکل اول است، تا  که هم خود مغرور نشود و هم دیگران درس بگیرند و بدانند که برای موفقیت و ترقی این رسم است که کارساز است و نه نام و اسامی و القاب.

و اما القاب ؛ از همان مواقعی که  تاریخ را می خواندیم می دیدیم که یکی از اقدامات امیرکبیر که مورد مباحات و تجلیل آن تاریخ نویسان بوده و نکته ی مثبتی در سطح درسی مدارس زمان من تلقی می شد، همین از بین بردن و برداشتن القاب و اسامی از ابتدا و چه بسا از انتهای اسم افراد بود. اما مع الوصف ، این اقدام تنها یک اقدام آنروزی بوده و از اندکی پس از امیرکبیر تا هم اکنون که قرن بیست و یکم هم هست و دیگر این چیزها طبیعی و بدیهی زمانه به حساب می آید، شاهدیم که باز هم این عناوین و القاب و اسامی همچنان باقی است و جالب است که غالبا هم هیچ کاره اند و هیچ کاری از دستشان بر نمی آید.  تفاوتی هم نیست که این القاب و اسامی را در مورد افراد وجیه یا غیره وجیه به کار برند. مهم خلاصه گویی و گزیده گویی چون درّ است. وانگهی اگر خواستیم از کسی تعرف و تمجیدی بکنیم و آن شخص مستحقش نیز باشد، از همه ی آن اوصاف مدد می جوییم و نه آنکه هر گاه خواستیم نام طرف را ببریم مجبور باشیم یک قطار اسامی و القاب و صفات را ردیف کنیم.

اساسا اسم و رسم یعنی نام شخص و صفات بارزه ای که می توان با نام بردن آن صفات، شخص را از دیگر اشخاص باز شناخت. فامیل به معنای شهرت نیز باید همینگونه باشد. ولی متاسفانه در این زمانه فقط یک اسم و فقط یک اسم است که در راه بازشناسی شخصی از اشخاص دیگر از آن استفاده می شود. و فی ذالک مقالات عدیده... .

پس مهم رسم است و نه اسم ولی در هر حال اسم نیز آنچنان کم اهمیت نیست و بهتر است در نامگذاری ها دقت شود. نامگذاری قرآنی ، روشی جاافتاده و معنوی است ولی ای بسا که نامگذاری ایرانی و فارسی بهتر و شایسته تر باشد.

نظرات و پیام های خود را از طریق ایمیل من مرقوم فرمائید:

mahnajm@yahoo.com

rezamohammaditabar@gmail.com

goodbye

 

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنجشنبه 4 بهمن ماه سال 1386 ساعت 09:08 AM

www.nopi.parsiblog.com


با عناوین ذیل در وبلاگ نپی به روز شده ام:

خدای من

تاریخ یعنی تاریک

دستان ابولهب

اندر مضرات تجدد افراطی

اندر مضرات بخاری های گاز سوز

سنی شدن مرحوم رضا زنگنه

19 ساعت کار مفید در شبانه روز

باز هم درباره ی لیسانس بدون دیپلم و بدون دانشگاه
به بهانه نظم نوین جهانی

اهل بیت معصومند و از هر نسبت ناروا مبرا می باشند

زشتی گناه قتل و زنا و لزوم ازدواج مجدد و صیغه

rezamohammaditabar@gmail.com

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
جمعه 25 آبان ماه سال 1386 ساعت 03:41 AM

پس از وبلاگهای متعدد اکنون تحت برنامه ی دیگری در خدمت عزیزان هستم. در طول این مدت هدفم محک قلم و بیانم بود که الحمد لله انجام شد.  امید وارم که بتوانم همانند دفعات قبلی مطالب به درد بخور و ابتکاری را ارائه دهم و نه مثل برخی بلاگها  یا سایتها یا کتابها که همه مطالبشان دزدی و از این طرف و آن طرف است. پس با ما باشید. منتظر همکاری و فعالیتهای صمیمانه شما حضرات نیز هستم.


 

همچنین نظر به درخواست عده ای از دوستان و سروران گرامی در مورد ایجاد نحوه ای از ارتباط با اینجانب به جهت استخاره و تعبیر خواب و مشورت و تفال و آموزش فنون قرائات و معارف قرآنی و حفظ و ترجمه و تفسیر قرآن و دعا و اموری دیگر، راههای ارتباطی ذیل اعم از شماره تلفن و ایمل و وبلاگ به عرض مبارک شما بزرگواران میرسد:


 

۰۹۱۲۱۵۳۶۴۰۶


 

۰۲۵۱۷۷۵۰۰۲۷


 

۰۲۵۱۷۷۳۸۱۶۰

http://www.nopi.parsiblog.com

 

rezamohammaditabar@gmail.com
 

شماره حساب سیبا بانک ملی


 

0100239592009


 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo